باور ذهني




شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آن دو را به عنوان دو نمونه از مسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود . 

در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.

هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید «هستید». اما بیش از آنچه باور دارید «می توانید» انجام دهید.
"نورمن وینست پیل"

/ 7 نظر / 5 بازدید
×××××××)خدایی که شسکت خورد(×××××××

سلام ديگرزمان، زمانه مجنون نيست فرهاد، در بيستون مراد نمي جويد ، زيرا بر آستانه خسرو، بي تيشه اي به دست كنون سر سپرده است . در تلخي تداوم و تكرار لحظه ها، آن شور عشق - عشق به شيرين را، از ياد برده است . تنهاست گرد باد بيابان، تنهاست . و آهوان دشت، پاكان تشنگان محبت - چه سالهاست ديگر سراغ مجنون، - آن دلشكسته عاشق محزون رام را - از باد و از درخت نمي گيرند زيرا كه خاك خيمه ابن سلام را خادم ترين و عبدترين خادم - مجنون دلشكسته محزون است . در عصر تضاد، عصر شگفتي - ليلي - دلاله محبت مجنون است !! ***** اي دست من به تيشه توسل جو، تا داستان كهنه فرهاد را، از خاطرات خفته برانگيزي . اي اشتياق مرگ در من طلوع كن . من اختتام قصه مجنون رام را اعلام مي كنم .

آرزو

سلام فريبا جان من آپم راستی من شما رو لينک کردم خوشحال می شم اگه شما هم وبلاگ منو قابل بدونين و لينک کنيد

jamil

سلام . خوبید ؟ امروز بعد از مدتها دوباره به وبلاگت اومدم مثل همیشه قشنگ و خواندنی بود لذت بردم باز هم به شما سر می زنم . من هم منتظرت هستم به دیدارم بیا . مایل به تبادل لینک هستین ؟ بای

نيمای دورازديار

ضمنا با اجازه تون لينک وبلاگتون رو در ليست مهربونای همراه نيما اضافه کردم. اميدوارم بتونم بیشتر بیام و از خودن مطالب جديدترتون بيشتر لذت ببرم. موفق باشيد

آسمان

سلام خيلی جالبه اينکه هر تصوری از خودت داشته باشی همانی . اين برمی گردد به همان قسمت روحانی روح انسان. متشکرم. هر يکشنبه به روزم.

کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند

به رغم گذشت بیش از 40 روز از بازداشت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب هنوز از وضعیت نادر احسنی، سعید حبیبی، علی کلایی، مجید اشرف نژاد و پیمان پیران هیچ اطلاعی در دست نیست. آنان تا کنون هیچ تماس تلفنی با خانواده ی خود نداشته اند. همچنین مهدی اله یاری 1 ماه است که با خانواده ی خود تماس تلفنی نداشته است. کمیته ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند نگرانی خود را از وضعیت این دانشجویان اعلام می دارد و تمامی افراد و سازمان های پیگیر آزادی دانشجویان را به لزوم توجه خاص به وضعیت آنان فرا می خواند ------------ برای حمایت از ما تنها کافیست لینک ما را در وبلاگ خود بگذارید

کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند

هنوز گرمای دیدن فرزندانمان از وجودمان خارج نشده بود وهیجان یاد آوری لحظه به لحظه ‌ی آن اوقات از یادمان نرفته بود، که ناگهان با فرود آمدنِ ضربه‌ی نابهنگامِ دستگیری‌هایِ جدید، لبخند بر لبانمان خشکید. اشک شوق چشمانمان یخ زد و غم و اندوهِ بی پایان قلبمان را تسخیر کرد که آخر چرا؟ مثل این که نباید فراموش کنیم که پاسخِ کوچکترین ندایِ آزادی خواهی و برابری طلبی دراین سرزمین هم چنان ضرب و شتم و زندان و بند 209 است. دست در دست هم تا آزادی کامل تمامی عزیزانمان از پای نخواهیم نشست. ------------ برای حمایت از ما تنها کافیست لینک ما را در وبلاگ خود بگذارید